معجزه شکرگزاری
راندا برن
روز سوم: روابط صمیمانه
- این ارتباط و تجربه ی شما در کنار دیگران است که به زندگی تان زیبایی، معنی و هدف می بخشد.
- به ازای هر یک شکایت و نارضایتی از دیگران که در ذهن پدید می اید یا زبانی ابراز شود، ده موهبت یا نکته ی مثبت وجود دارد.
- شکرگزاری به شما صبر و شکیبایی و درک و دلسوزی و مهربانی بیشتری می بخشد تا آنجا که خودتان را نخواهید شناخت.
- هنگام ابراز شکایت درباره ی رفتار دیگران در حقیقت به زندگی خودتان لطمه می زنید.
-برای دریافت هرچه بیشتر در زندگی تان، باید به خاطر وجود دیگران به همانگونه ای که هستند شکرگزار باشید. «همین طوری که هستی عاشقت هستم.»
تمرین روز سوم:
1- گام های یک تا سه روز اول را تکرار کنید. ده موهبت تان را بشمارید و بنویسید چرا شکرگزارید. در آخر لیست را بلند بخوانید و پایا ن هر جمله سه مرتبه تکرار کنید سپاسگزارم.
2- سه تا از نزدیکترین ارتباط هایتان را برگزینید.عکس این افراد را جمع آوری کنید.
3- همانگونه که عکس جلوی روی شماست 5 چیزی که به خاطرشان از آن فرد سپاسگزارید را بنویسید.
4 - هرجمله را با سپاسگزارم شروع کنید.
**---------- از تو سپاسگزارم ، به خاطر ---------- .
5-این سه عکس را همراه خود داشته باشید و حداقل سه بار در روز تکرار کنید.
6-قبل از خواب بهترین رخداد امروزتان را به یاد آورید و بابت آ ن سپاسگزار باشید.
#معجزه-شکرگزاری
#راندا-برن
#قهوه-کتاب-زندگی
برچسب:
نویسنده: cofeebook57
معجزه شکرگزاری
راندا برن
روز دوم: فکر سازنده
به دقت به موهبت هایی اندیشه کن که در حال حاضر داری و هر فردی هم مقدار بسیار زیادی از آنها را دارد و هرگز درباره ی بدشانسی هایی میندیش که در زندگی همه کس یافت می شود.
چارلز دیکنز
-یه راهکار:یکی از موفقیت های خود را به یاد آورید و مسیر رسیدن به آن را در ذهنتان مرور کنید و از این که به آن دست یافته اید شکرخدا را به جای آورید و سپاسگذار باشید.
- شمارش مواهب تان یکی از تمرین هایی است که این اطمینان خاطر را به شما می بخشد تا روزتان را با شکرگزاری آغاز کنید و با شکرگزاری به پایان برسانید.
تمرین:
1- گام های یک تا سه روز قبل را تکرار کنید.ده موهبت را بشمارید و دوباره بخوانید و آخر هرجمله سه بار تکرار کن سپاسگذارم.
2- امشب قبل از خواب به بهترین اتفاق امروزتان بیندیشید.
3- در قبال آن کلمه ی سپاسگذارم را بیان کنید.
4-این تمرین را هم تمام شبهای آینده تکرار کنید.
#معجزه-شکرگزاری
#راندا-برن
#قهوه-کتاب-زندگی
برچسب:
نویسنده: cofeebook57
نمیدونم چرا حس میکنم از عصر حجر اومدم . امروز یکی از مشتری ها تاپ قرمز پوشیده بود با آسیتنکهایی که ما دهه شصتی ها زیر آستین مانتو میپوشیدیم تا مچ دستمون پیدا نباشه رو پوشیده بود (بخاطر آفتاب) با موهایی افشون وپریشون و شلوار لی اسکینی کوتاه.. با پسرش اومد تو مغازه با عشوه هایی خرکی ازم خواهش کرد گرما به جای توماشین موندن بیان تومغازه ما بشینن. سنش بیست هشت یا سی میخورد،گفت منتظر شوهرشه و توماشین خیلی گرمه. یه بطری آب خنک تعارفش کردم وبا همون عشوه هایی که ما جلوی شوهرمونم این جوری حرف نمیزنیم (طفلکی شوهرامون چه صبری دارن ما زنهای مردونه رو تحمل میکنن:) تشکر کرد..و بعد از چند دقیقه یه باره مثل فنر از جاش پرید ..ااااای وااااای هوشنگ....
بله هوشنگ خان جلوی مغازه با یه دسته گل دنبال خانومشون میگشتن. خانم یهو جلوی مغازه بازم با همون عشوه هایی که من بلد نیستم شروع کرد به تعریف و تمجید گلها.. و همسرجان رو همین توی خیابون بغل کرد و بوسه عاشقانه روی لبهاش گذاشت و بعدش باهم دست به کمر رفتن سمت ماشین و رفتن...
من از عصر حجر اومدم. برای من این مرحله ها قفله.. یعنی آزادم نه اینکه کسی بگه باید مانتو بپوشی باید سنگین باشی نه اصلا کاملا آزادم.. ولی نمیدونم هروقت هم خواستم رنگی کوتاه و بدون روسری باشم نتونستم.. حتی گاهی خودم رو به چالش کشیدم تونیک تاپ یا شلوار های قد نود هم خریدم ولی هیچوقت نتونستم بیرون بپوششم..
من از عصر حجر اومدم....
من شبیه این آدمها نیستم....
اشتباه نکنین اصلا نه اونقدر مذهبی ام که نمازم سروقت باشه و عزا دار باشم... نه فقط انسانم و به قدرت برتر کائنات اعتقاد دارم.هیچ ادعایی ندارم... من یه دخترم مال اواخر دهه پنجاه
برچسب:
نویسنده: cofeebook57
معجزه شکرگزاری
راندا برن
روز اول: مواهب تان را بشمارید.
- وقتی شمارش مواهبی را شروع کردم که در زندگی نصیب ام شده بود، کل زندگی ام تغییر کرد.
بیلی نلسون (موزیسین)
- بهتر است هنگام شمردن موهبت ها، شمارش از دستت خارج شود تا اینکه به خاطر شمردن مشکلات ، موهبت ها از دلت خارج شوند.
** نخستین کاری که هرصبح باید انجام دهید آن است که موهبت های خود را بشمارید.هنگامیکه شما علت آنچه را بدانید که برایش قدردان هستید آنگاه مرتبه ی قدرشناسی را بهتر احساس خواهید کرد.
*** جمله های شکرگزاری تان را به صورتهای زیر می توانید بنویسید:
- من بسیار خوشبختم که -------- را دارم زیرا--------.
- من بسیار راضی و خوشحالم از داشتن ----- چرا که --------.
-من به راستی برای -------- سپاسگزارم زیرا ------- .
* موضوعات قدرشناسی تون : سلامت وجسم - کار و موفقیت - پول - روابط با دیگران - شور و هیجان - شادی - عشق - زندگی - طبیعت: سیاره ی زمین، هوا ، آب ، خورشید..- اشیا مادی و خدمات - ....
حتما تمرینات هرروز انجام دهید. حال خوبتون رو تضمین میکنم. :)
تمرین روز اول:
1- ابتدا لیستی از ده موهبتی را که نصیبتان شده بنویسید.
2-بنویسید چرا برای هرکدام از این مواهب احساس شکرگزاری می کنید.
3- به عقب برگردید و لیست تان را بخوانید وقتی به پایان هرمورد رسیدید، کلمه سپاسگزارم را سه بار بگویید. قدردانی را برای آن موهبت تا آنجا که می توانید احساس کنید.
4- این سه گام را تا 27 روز آینده هرروز صبح تکرار کنید.
5- تمرین فردارا امروز بخوانید. :)
#معجزه-شکرگزاری
#راندا-برن
#کتاب-قهوه-زندگی
برچسب:
نویسنده: cofeebook57
معجزه شکرگزاری
راندا برن
باور معجزه شکرگزاری
- در کودکی رویاها به واقعیت می پیوست و شما می توانستید ستاره ها را لمس کنید، قلب شما سرشار از شادی بود، گستره ی تخیلات شما هیچ محدودیتی نداشت و باور داشتید که زندگی دل انگیز و زیباست.
- آنچه که در کودکی به آن اعتقاد داشتید حقیقت دارد و این نگرش بزرگسالان ناامید به زندگی است که صحیح نیست.
یک راز بزرگ
- هرکس که اراده کرده وقدردان و سپاسگزار باشد بیشتر و به حدکفایت دریافت داشتته است و هرکس که اینگونه نخواسته است،داشته هایش از او بازگرفته خواهد شد.
- اگر شما از چیزها به همانگونه که هستند لذت ببرید، آنگاه تمام دنیا به شما تعلق خواهد داشت.
- بامدادان هنگامی که از خواب برمی خیزید برای دیدن روشنایی صبح سپاسگذاری کنید، برای شفا و شادی سپاسگذار باشید، اگر هیچ علتی برای سپاسگذاری نمی یابید، پس مشکلی در خود شما هست.
هر روز در زندگی ام قدردان و سپاسگذار آن چیزی باشم که دارم.
- برای به دست آوردن باید از دست بدهید. این یک قانون است. شکرگزاری، سپاس دادن است در غیر اینصورت خود را ناکام می کنید و از دریافت آنچه که در زندگی می خواهید بی بهره می مانید.
- اگر وجود چیزی را همواره تضمینی بدانیم، آن را از خودمان می گیریم.
فرمول سپاسگزاری
-نخست باید این واژه را بگویید:" سپاسگزارم"
- سپاسگزارم پلی است از وضعیت فعلی شما به زندگی رویایی تان.
سپاسگزارم
- هر آنچه در زندگی تان می خواهید به صورت واضح و شفاف بنویسید. پول- بهبود روابط- سلامتی- خانه- لوازم ویژه- درجه ی علمی- شغل و ....
#معجزه-شکرگزاری
#راندا-برن
برچسب:
نویسنده: cofeebook57
وبلاگ رو باز کردم نظرات زیادی رو دیدم برای "مشتری محترم" نوشته بودین. اکثرا مثبت بود، ممنون وقت گذاشتین و همراهم هستین.ولی...
یکی از نظرات خیلی تلخ بود. دلم گرفت ..شاید واقعیت جامعه بود، ولی خیلی رک و تلخ خورد تو صورتم..
از جنایتهای جنسی و فقر و مشکلاتی که هرروز بیشتر میشن تو جامعه ای که اصلا نمیدونیم ما کجاش هستیم؟!.. نه میتونی راحت نظر بدی نه میتونی راحت حرف بزنی نه میتونی راحت لباس بپوشی نه میتونی راحت بنویسی!....
نمیدونم بقیه دنیا هم اینطوره یا نه؟ ولی .. نمیدونم مقصر کیه؟خودمون؟پدران واجدادمون؟ دولتمردان گذشته و الانمون؟ چه میدونم .. اصلا از سیاست و منفی گرایی متنفرم.. ولی واقعیت های جامعه وقتی عریان میشن خیلی زشت و کثیف و ترسناکند.. مراقب بچه هامون باشیم..
برچسب:
نویسنده: cofeebook57
امروز داشتم تو ذهنم دوره نوجوانی خودم رو با الان پسرم مقایسه می کردم. تو مغازه بودم و تو فکر.. من دهه شصتی هستم و اونم اواخر هشتاد..بیست سال فرق زیادی نیست ولی دنیامون هزار سال متفاوت تره. یه دفعه یه دختر شاداب و آروم اومد مشتری مون بود و 300 گرم اسپرسو می خواست..
یه لحظه تمام افکارم اومد تو دهنم..تا حالا دقت نکرده بودم همیشه یا شلوارک میپوشید یا دامن و معمولا زانو به پایین لخته..موهاش بلند و لخته و کراتین کرده ..صورتش نچراله و یه آرایش ملایم داره و معمولا کراپ می پوشه..اینقدر دقیق نوشتم تا تصورش کنین. میگم نچرال و آرایش ملایم تا بدونین اصلا بفکر کاسبی و یا یه آدم مریض نبود. نه.. کاملا طبیعی بود و سرش تو کار خودش.خیلی محترم ومعمولی..
یباره یادم اومد یه بار توی یه مغازه تو هفده هجده سالگی روسریم رو کامل باز کردم و دوباره بستم . مغازه دار خانم بود و فقط مغازه دوربین داشت.. چه علم شنگه ای راه افتاد..بی حیا چرا روسریت باز شد..گفتم چادرت رو بپوش.. از وقتی دانشگاه قبول شدی همه چیت عوض شده!! یادمه چقدر عذاب وجدان داشتم وهمیشه فکر میکردم الان فیلم روسری باز کردن و بستنم توی گوشی همه پسرهای محل داره دست به دست میشه..
(اون موقع دوران بلوتوث بازی بود و با بلوتوث برای هم فیلم میفرستادیم)
ما چقدر ساده بودیم و چقدر اسیر... و خوش به حالمون که بچه هایی آزاد رو بار آوردیم..آزاد و رها ...
برچسب:
نویسنده: cofeebook57
بنویس تا اتفاق بیافتد
هنریت کلاوسر
( این بخشش رو خودم خیلی دوست داشتم سه تا اصل اساسی رو یادآوری میکنه که به نظرم سه تا ایده اصلی هستش که باید همیشه تمرین کنیم و یادمون باشه: رها کردن-شکرگزاری-تحمل شکست... بچه ها اگه بخواهیم واقعیتگرا باشیم و زیادی خیالبافی نکنیم باید قبول کنیم شکست می خوریم فقط باید با یه چیزی حالمون رو خوب کنیم که یکی از بهترین ها که برای من کار کرده شکرگزاری بابت همه چیزهای کوچیک و بزرگیه که دارم و بعدش هم رها کردن ...یه جمله همیشه تو ذهنم میچرخه: "پروانه رو اگه سفت تو مشتت بگیری حتما میمیره ولی اگه رهاش کنی و آروم بگیری شاید خودش اومد و روی شونه ات نشست.." پس رها کن آرام بگیر و تمرکز کن روی کارهایی که میتونی انجام بدی. نشدنی ها رو بسپار به قدرت برتر زندگیت . فقط براش بنویس چی میخواهی...)
خب بریم سراغ کتاب:
برپایی مراسم مذهبی
-اگر در رابطه با اهدافی که دارید مراسمی برپا کنید مقصود شما را معنای بهتری می بخشد و چرخ ها را به حرکت می اندازد.
-به خودتتان قول دهید که کاری که خوشتان نمی آید را انجام ندهید.
-جزِییات کار اهمیت ندارد، نیت شماست که اهمیت دارد.
(توی کتاب یه مراسم سرخپوستی رو توضیح میده که باید خواسته ات رو بنویسی و غروب با چند پیکان رو به سمت شرق روی تپه ای دفن کنی.. ولی در کل یه مفهوم داره...بنویس،به قدرت برتر اعتماد کن و بسپار به خودش و رها کن.)
**روح بزرگ برای اینکه در زمینه شخصی مالی وارد مرحله جدیدی از زندگی شوم و قدمی بردارم نیاز به راهنمایی دارم. از این مرحله از زندگی ام تصمیم گرفتم قدم بزرگی درزمینه پیشرفت هایم بردارم. دلم میخواد تغییری مثبت در زندگی مردم به وجود آورم و خدکتی به دنیا انجام دهم. کمکم کن بتوانم این تاثیر مثبت را دذ همه عرصه های زندگی داشته باشم.
رها کردن ، ایجاد تعادل
- در رابطه با مراسم پیکان سرخپوستی جدا از اینکه با نوشتن جنبه ی اعتقادی بخشیده می شود، چیزی که توجه مرا جلب کرد مفهوم رها کردن بود.
-رسیدن به مرحله استادی یعنی تمایل به کنار گذاشتن چیزی که دیگر کارآیی ندارد. ولی کنار گذاشتن مواردی که به آنها عادت کرده ایم کار سختی است.
- رها کردن را با کمد لباسهای خود شروع کنید.
- چیزهای زندگی را که نمی خواهید روی کاغذ بنویسید و بسوزانید.
- حاضر باشید چیزی را که می خواهید رها کنید.
امیدواری به نتیجه کار آرامش می بخشد.
از راه نوشتن به اوج آرامش می رسید.
کمی استراحت کنید که اتفاقی هیجان انگیز در راه است. :)
شکرگزاری
اگر آرزویی داری آن را دنبال کن.
اگر به آرزویی رسیدی آن را باور کن.
اگر به آرزویت رسیدی جشن بگیر...
- شکرگزاری کار راتکمیل می کند و ما را برای قدم بعدی آماده می کند.
- از راه مهربانی کرددن به دیگران ، شکر اتفاقات خوبی که در زندگیتان می افتد را به جا آورید.
-از کسانی که از تو حمایت می کنند،حمایت کن. «برای بهتر کردن زندگی مان سپاسگذاریم، به خاطر زحمات شما ممنونم.»
-وقتی به هدفتان می رسید جشن بگیرید و از تمام کسانی که به شما کمک کرده اند تشکر کنید.
تحمل شکست
- اگر هدفتان را نوشتید و اتفاق نیافتاد لحظه ای تامل کنید و بگویید شاید اتفاق افتاده! به عقب برگردید و به فایده ی فایده ی فایده نگاه کنید. از رسیدن به هدفتان چه چیزی می خواستید؟! ممکن است از نگاه دیگری به خواسته تان رسیده باشید.
- وقتی حواستان به نتیجه کار باشد دلسرد نخواهید شد. از خود مدام بپرسید: اگر از این راه نمی شود، چه راه دیگری برای رسیدن به نتیجه ی کار وجود دارد؟!
- برخی موفق می شوند.
بعضی هم موفق نمی شوند.
خب ، که چی؟!!...
گام بعدی ؟!!...
- نیمکره راست مغز احساسات را کنترل می کند و نیمکره چپ مغز افکار منطقی را اداره می کند.
هیچ شکستی وجود ندارد، فقط نتایج به تعویق میافتد.
فکر می کنم به صبر بیشتری نیاز دارم.
صبر کلید موفقیت است.
** یکی از دلایل اصلی شکست ، عادت به تسلیم شدن است در زمانی که فکر دچار شکست موقت شده است.
** وقتی همه چیز با شکست مواجه می شود ، نشانه خوبی است برای اینکه قرار است همه چیز به نتیجه برسد.
** اگر در مسیر درست قرار داشته باشید،
تمام کاری که باید انجام دهید این است که به راه رفتن ادامه دهید
و به نوشتن ادامه دهید که اتفاق بیافتد.
#بنویس-تا-اتفاق-بیافتد
#هنریت-کلاوسر
#کتاب-قهوه-زندگی
برچسب:
نویسنده: cofeebook57
بنویس تا اتفاق بیافتد
هنریت کلاوسر
انباشتن اهداف: بالا بردن سطح موفقیت
- چند هدف را همزمان پیش ببرید و به این ترتیب موفقیت در رسیدن به یکی از آن ها را سکویی برای رسیدن به دیگری کنید.
-خودم را وادار به انجام کارهایی می کنم که قبلا هرگز انجام شان نداده ام و پیوسته تلاش می کنم از پیله ای که برای راحتی دور خودم پیچیده ام بیرون بیایم.
- هرکاری که ارزش انجام دادن داشته باشد را باید انجام داد.
- وقتی چیزی را می نویسی و بعد فراموش می کنی به شکل غیرقابل تصور رخ می دهد.
- تو میتوانی این کار را انجام دهی و خوش خواهد گذشت.
- موفقیت هایت را هرچند کوچک بنویس و به خودت یادآوری کن دختری که تونست آن کار را انجام بدهد می تواند موفقیت های دیگری هم کسب کند.
تشکیل گروه: چه و تا کی؟
با افراد هم فکر خود رفت و آمد کنید هم باعث تشویق شما می شود و هم دستاوردهای شما ارزیابی می شود.
شما را به سرحد توانایی هایتان می رساند و وقتی راه را گم کرده باشید آن را به شما نشان خواهد داد.
- دو سوال کلیدی :
1- قدم بعدی شما چیست؟
2-تا چه زمانی آنرا انجام خواهی داد؟
** برگرد و گزارش بده!.**
دست به ابتکار عمل بزنید.
-گاهی اوقات برای اینکه رویاهایتان محقق شود این شما هستید که باید دست به ابتکار عمل بزنید.
- خدا می تواند آنچه می خواهید را به شما بدهد اما باید بدانید دقیقا چه چیزی را می خواهید.
- من کجای ماجرا قرار دارم؟
- نقش من چیست؟
- چه کاری باید انجام بدهم که این اتفاق بیافتد؟
با دقت به مکالمات اطرافیانت گوش بده . نشانه ها و علاِئمی که شما را وادار به ابتکار عمل می کند را جمع آوری کنید.
پرواز کردنت به خاطر پرجادوئی نیست:
"این تو هستی که می توانی پرواز کنی..."
نامه نوشتن به خدا
- من به خدای مداخله گر اعتقاد دارم. خدایی که مشخصا از من محافظت می کند.
- چیزی را که به دنبال آن هستی در درون توست، فقط بنویس.
*** برای خدا نامه های شکرگزاری، ستایش، تمجید بنویسید و یا سوال هایتان را ازاو بپرسید و یا درباره تصمیمی از او راهنمایی بخواهید.
مقاومت دلیل دارد.
چه کاری می خواهید بکنید که درباره آن احساس خطر می کنید؟
دلایل موجود منبع خارجی دارد؟
فشارکاری - حساب بانکی خالی یا خانواده و همسری که شما را حمایت نمی کند؟
**عیبی ندارد شما به نوشتن ادامه دهید دیگران و اتفاقاتی که افتاده را مقصر بدانید با آن جملات شروع کنید تا به عمق ماجرا برسید و حقیقت آشکار شود .
*** چه مشکلی در شما وجود دارد که باعث می شود قدم بعدی را برندارید؟
(بچه ها همه این موارد رو بنویسید.. واقعا تو یه برهه از زندگی به من خیلی کمک کرده و آرامش الانم رو از نوشتن دارم... البته میدونم دهه هشتادی ها به بعد با نوشتن مشکل دارن.. وواقعا هیچ راه حلی براشون به ذهنم نمیرسه..شاید ضبط کردن ویسهاتون به جای نوشتن..ولی سعی کنید جواب این سوالها و خواسته هاتون رو یه جایی ثبت و ضبط کنین.. سال دیگه مثل امروز وقتی بشنوین یا بخونین می بینین خیلی از اونها اتفاق افتاده.. خیلیهاش براتون کمرنگ شده واصلا براتون مهم نیست دیگه اتفاق بیافته و چقدر راه تکامل رو طی کردین و چقدر آرومتر شدین..)
برچسب:
نویسنده: cofeebook57
بنویس تا اتفاق بیافتد
هنریت کلاوسر
تمرکز روی نتیجه
در مسیر رسیدن به اهداف بن بستها همیشه هستند. برای گذر راهش فقط تمرکز بر اهداف و نتایج است.
فقط باید ایمان داشته باشی که به هدفت می رسی.
-با احساسات مثبت با هر تردید مخرب مبارزه کنید.
-درباره ی نتیجه به زبان حال بنویسید. عالی است امتحان کنید.
-فقط درباره ی چیزی که می خواهید ننویسیئ بلکه دلیل خواستن را هم ذکر کنید.
تغییر دادن محیط پیرامون
-واقعیت اینست که اگر بیرون از خانه و بخصوص در کنار آب باشید، خلاقیت شما برای نوشتن بیشتر می شود.
-سردرد و خستگی ناشی از یون های مثبت اشباع شده در هوا که نتیجه تهویه های هوای مدرن و امواج رادیویی و بادهای فصلی است که با حمام کردن (وجود یون های منفی در آب) آرامش پیدا می کنیم.
-رودخانه، حمام و آبشار قوه تخیل را برمی انگیزد.
مکتوب کردن زندگی روزمره
-نوشتن برنامه روزانه و مخارج زندگی یا زمان بندی کارهای روزمره
-تعیین اهداف روزانه در نوشتن
**من هر روزم را با نوشتن فهرستی از یادآوری ها درباره اینکه می خواهم آنروز را چگونه بگذرانم شروع می کنم.
** من علیرغم همه ترس ها و نگرانی هایم با خیال راحت و با اتکا به نیروهای درونی ام زندگی می کنم که هیچ ترسی نمی شناسد و می داند که دنیا هرچه را بخواهم همین الان برایم فراهم می کند.
-آغوش خود را باز کنید و بگذارید دنیا بداند شما چه چیزهایی می خواهید.
به محض اینکه هدفی روشن را تصور کنید دنیا آن را برای شما فراهم می کند و آن را جذب می کنید.
پس هر روز صبح اهدافتون را بنویسید.
- سبد اولویت هایم را خالی می کنم وارد جریان زندگی می شوم و اجازه می دهم پیش آمدهای جدید اتفاق بیافتدو مرا به اهدافم نزدیکتر کند.
متعهد شدن
- با ایمان و تلاش آگاهانه رو به جلو قدم بردارید، هرگونه پشتیبانی و حمایتی برای شما مهیا می شود. به محض اینکه آگاهانه متعهد شوید حمایت هم از راه می رسد. (وقایع غیرمنتظره - افراد جدید - کمک های مالی...)
- وقتی خیالبافی می کنید هیچ تعهدی برای انجام آن کار ندارید اما وقتی آن را می نویسید آن را به مرحله تعهد رسانده و به مرحله عمل می رسد.
- باید برای رسیدن به هدف خواسته چند حرکت کوچک انجام دهید ، حال هرچه از لحاظ ظاهری رسیدن به آن هدف امکان پذیر نباشد. وقتی ا ز ناحیه هایی غیرقابل انتظار حمایت شوید شگفت زده خواهید شد.
«شما بپرید ، تور خودش ظاهر خواهد شد.»
#بنویس-تااتفاق بیافتد
#هنریت کلاوسر
#قهوه-کتاب-زندگی
برچسب:
نویسنده: cofeebook57